X
تبلیغات
رایتل

ارتباطات و رسانه ها

دنیای امروز به ارتباط مستمر یا کنش متقابل مردمی که بسیار جدا از یکدیگر ند وابسته است. امروز، ما در کل جهان زندگی می کنیم، ما از اوضاع و رویدادهای هزاران مایل دورتر آگاهیم- ارتباط الکترونیکی چنین آگاهی ای را تقربیاٌ در هر لحظه فراهم میکند. تغییرات در انتشار اطلاعات، و در تکنولوژیهای اطلاعات، همانند هر جنبه ی  تولیدصنعتی بخشی از توسعه ی جوامع امروزی است. در قرن بیستم ویک، حمل ونقل سریع و ارتباط الکترونیکی انتشار جهانی اطلاعات را بسیار شدت بخشیده اند.

ارتباطات همگانی

رسانه های همگانی- روزنامه ها، مجلات، سینما و تلویزیون- اغلب در ارتباط با سرگرمی در نظر گرفته می شود. ارتباط همگانی در بسیاری جنبه های فعالیتهای اجتماعی ما دخالت دارند. برای مثال، معاملات پولی اکنون اساساً بر پایه ی مبادله اطلاعاتی قرار دارد که در کامپیوترها نگهداری می شود. حساب بانکی توده ای از اسکناس نیست که در گاو صندوق نگهداری شود، بلکه ارقامی است که روی یک برگ حساب چاپ شده ودر کامپیوتر ذخیره می شود. هرکسی که از کارت اعتباری استفاده می کند به یک سیستم بسیار پیچیده ی اطلاعاتی متصل می شود که با وسایل الکترونیکی ذخیره شده و انتقال می یابد. حتی وسایل سرگرمی مانند  روزنامه  یا تلویزیون تأثیر فراگیری بر تجربه ی ما دارند. این امرتنها به این علت نیست که آنها بر نگرشهای ما به شیوه های خاصی تأثیر می گذارند، بلکه ازآن روست که آنها وسیله ی دسترسی به اطلاعاتی هستند که بسیاری فعالیت های اجتماعی به آن بستگی دارد.

پیدایش روزنامه ها

روزنامه های امروزی ادامه ی جزوهها واوراق اطلاعاتی است که در قرن هجدهم چاپ وپخش می شد. روزنامه ها تنها از پایان قرن نوزدهم به بعد(با هزاران یا میلیونها خواننده) به صورت روزانه درآمدند. روزنامه تحول اساساٌ مهمی در تاریخ وسایل ارتباط همگانی امروزی بود، زیرا بسیاری از انواع اطلاعاعات گوناگون را در قطعی محدود وقابل تکثیر جای می داد. روزنامه ها اطلاعاتی را درباره ی امور جاری، سرگرمی وآگهی در یک جا ارائه می کردند. مطبوعات روزانه ی ارزان قیمت نخستین با ردر آمریکا به وجود آمد. دو نمونه از نخستین روزنامه های معتبر در آغاز قرن حاضر نیویورک تایمز و تایمز لندن بودند. بیشتر روزنامه های منتفذ در کشورهای دیگراین دو روزنامه را به عنوان الگوی خود انتخاب کردند. روزنامه های بخش  ممتاز بازار تبدیل به نیروی سیاسی عمده ای شدند و تا امروز همین کپگونه باقی مانده اند. برای مدتی بیش ازنیم قرن روزنامه های وسیله ی اصلی انتقال سر یع و جامع به توده مردم بودند.نفوذ آنها با ظهور رادیو، سینما و- مهمتر از همه – تلویزیون به تدریج کاهش یافته است. در سال1960 هر روز در انگلستان بیش از یک روزنامه به نسبت هر خانوار به فروش می رسید: به طور متوسط112 روزنامه برای هر100 خانوار؛ اما این نسبت  از آن پس کاهش یافته است. امروز کمتراز 90 روزنامه برای هر100 خانوار به فروش می رسد. فروش روزنامه به جوانان به ویژه کاهش یافته است.

تأثیر تلویزیون تأثیر فزاینده تلویزیون شاید مهمترین تحول در سی یا چهل سال گذشته باشد. اگر روندهای جاری در تماشای تلویزیون ادامه یابند، بهطور متوسط کودکی که امروز متولد می شود، تاسن هجده سالگی وقت خودرا بیش از هر فعالیت دیگری غیر از خوابیدن صرف تماشای تلویزیون خواهد کرد. عملاً هر خانواده ای یک دستگاه تلویزیون دارد. در انگلستان ، هر دستگاه تلویزیون به طور متوسط بین پنج تا شش ساعت در روز روشن است. در آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی غربی نیز همین گونه است.  بدیهی است تعداد ساعاتی که افراد مختلف خانواده در مواقع مختلفی آن را تماشا می کنند، اما فرد بزرگسال در انگلستان به طور متوسط روزانه سه ساعت تلویزیون تماشا می کند. ظهور تلویزیون بر الگوهای زندگی روزانه به شدت تأثیر گذارده است، زیرا بسیاری از مردم فعالیتهای دیگر را پیرامون  برنامه های تلویزیونی معینی تنظیم می کنند. در تمام کشورها، کسانی که دارای تلویزیون بودند وقت کمتری صرف سایر فعالیتهای اوقات فراغت، دیدار دوستان، گفتگو، وظایف خانگی و خوابیدن می کردند. محققان نتیجه گیری کردند که تلویزیون تأثیری بیشتر از هر نوآوری فنی دیگر خارج از حوزه  ی اشتغال درآمد زا بر زندگی روزانه داشته است.

اثر تلویزیون بر رفتار

تحقیقات وسیعی به منظور ارزیابی اثرات برنامه های تلویزیون انجام شده اند. بیشتر پژوهشها درباره تأثیر تلویزیون به کودکان مربوط بوده است- که اگر زمانی را که آنها صرف تماشای تلویزیون می کنند و پیامدهای احتمالی آن را از نظر اجتماعی شدن در نظر بگیریم، به خوبی قابل درک است. سه موضوعی که به طور معمول بیشتر از همه بیشتر مورد بررسی قرار می گیرد تأثیر تلویزیون بر گرایش به جرم و خشونت، اثرات پخش اخبار، و نقش تلویزیون در زندگی سیاسی است.

رواج خشونت در برنامه های تلویزیونی کاملاً مستند است. مطالعات بسیار گسترده ای توسط گربنر و همکارانش انجام شده است،که نمونه های برنامه های تلویزیونی در پر بیننده ترین اوقات و روزهای آخر هفته رادر همه شبکه های عمده ی  تلویزیونی  آمریگا از سال 1967 تاکنون تحلیل کرده اند. تعداد و فر اوانی اعمال و ماجراهای خشن در مورد یک سلسله از انواع مختلف برنامه به صورت نمودار ترسیم شده است. خشونت جسمانی یا مرگ را شامل می شود، تعریف گردیده است.فیلمهای  تلویزیونی بیش از همه دارای ماهیت خشن است. فیلمهای تلویزیونی بیش از همه دارای ماهیت خشن است. به طور متوسط 80 درصد این گونه بر نامه ها در بردارنده خشونت است و5/7 ماجرای خشن در هر ساعت تصویر شده است. در برامه های  کودکان سطح خشونت حتی از این هم بالاتر است، اگر چه کشتن معمولاً کمتر نشان داده می شود. کارتونها بیشتر از هر نوع برنامه ی تلویزیونی حاوی اعمال و ماجراهای خشن است. رابرت هاج و دیوید تریپ تأگید می کنند که واکنشهای کودکان نسبت به تلویزیون متضمن تفسیر آنچه می بینند است و نه فقط ثبت محتوای برنامه ها. آنه اظهار می دارند که اکثر تحقیقات پیچیدگی فرایندهای  ذهنی کودکان را در نظر نگرفته اند. تماشای تلویزیون، حتی تماشای برنامه های کم اهمیت ذاتاً یک فعالیت ذهنی سطح پایین نیست، کودکان برنامه ها را با ربط دادن آنها به سایر نظامهای  معنا درزندگی روزانه شان تفسیر می کنند. برای مثال ، حتی کودکان خردسال می فهمند که خشونت تلویزیونی واقعی نیست. بنابر گفته ی هاچ و تریپ این خشونت برنامه های تلویزیونی نیست که بر رفتار تأثیر دارد، بلکه بیشتر چارچوب کلی نگرشهایی است که خشونت در آن ارائه و تفسیر می شود.

تلویزیون به عنوان زمینه ساز نگرشهای اجتماعی

تلویزیون به فراهم ساختن چارچوبهای تجربه، نگرشهای کلی فرهنگی ، که در درون آن افراد در جوامع امروزی اطلاعات را تفسیر کرده و سازمان می دهند کمک می کند. تلویزیون در گسترش شکلهای غیر  مستقیم ارتباط در عصر حاضر به همان اندازه  ی کتاب یا مجلات وروزنامه ها مهم است. تلویزیون شیوه هایی را که افراد زندگی اجتماعی راتفسیر کرده و نسبت به آن واکنش  نشان می دهند با کمک به نظم دادن تجربه ی ما از زندگی اجتماعی ، قالب ریزی می کند. فرضهایی که در پس خصلت کلی تولید و پخش تلویزیونی قرار دارند شاید ار هر گونه برنامه های خاصی که نشان داده می شود مهمتر است.