X
تبلیغات
رایتل

بیگانگی        ALIEANTION

احساس اینکه تواناییهای ما، به عنوان انسان، به وسیله ی موجودات دیگری در اختیار گرفته شده است. این اصطلاح در اصل به وسیلۀ مارکس برای اشاره به فرافکنی قدرتهای انسانی به خدایان به کار برده شد. او بعدها این اصطلاح را برای اشاره به از دست دادن کنترل کارگران بر فرآیند کار و محصول کارشان به کار برد

رابطه علت و معلولی         CAUSATION

تأثیر علّی یک عامل یا متغیر دیگر. رابطۀ علت و معلولی هنگامی وجود دارد که رویداد با وضع معینی ( معلول) به واسطه ی وجود رویداد با وضع دیگری (علت) پدید می آید. عوامل علّی در جامعه شناسی شامل دلایلی است که افراد برای رفتار خود دارند و نیز عوامل خارجی متعددی که بر رفتار شان تأثیر می گذارد.

وفاق       CONSENSUS

توافق دربارِۀ ارزشهای اجتماعی بنیادی توسط اعضای یک گروه، اجتماع یا جامعه. برخی از متفکران در جامعه شناسی به شدت بر اهمیت وفاق به عنوان اساس ثبات اجتماعی تأکید می ورزند. این  نویسندگان معتقدند همۀ جوامعی که طی دورۀ زمانی قابل توجهی پایدار می ماند دارای یک نظام ارزشی مشترک مبتنی بر باورهایی هستند که مورد قبول اکثریت جمعیت هستند.

همبستگی     CORRELTION

رابطۀ منظم بین دو بُعد یا متغیر، که اغلب در اصطلاحات آماری بیان می شود. همبستگی ممکن است مثبت یا منفی باشد. همبستگی مثبت بین دو متغیر با نمرۀ بالا برای متغیر دیگر در رابطه باشد. همبستگی منفی در جایی وجود دارد که نمرۀ بالا برای یک متغیر با نمرۀ پایین برای متغیر دیگر در رابطه است.

محیط مخلوق     THE CREATED ENVIRONMENT

جنبه هایی از جهان طبیعی که ناشی از کاربرد تکنولوژی مخلوق انسان  است. محیط مخلوق به ساخته هایی که به وسیلۀ انسانها برای خدمت به نیازهایشان ایجاد گردیده است اطلاق می شود – برای مثال، جاده ها، راه آهنها، کارخانه ها، ادارات، خانه های شخصی  و ساختمانهای دیگر.

جرم   CRIME

هر عملی که قوانین مقرر شده توسط قدرت سیاسی را نقض می کند. اگر چه ممکن است معمؤلاً مجرمان را بخش مشخصی از جامعه تصور کنیم، اما افراد معدودی وجود دارند که در طول زندگیشان به گونه ای قانون را نقض نکرده باشند. هر چند قوانین توسط مقامات دولتی تنظیم می شود، به هیچ وجه غیر معمول نیست که خود آن مقامات در برخی زمینه ها جرایمی را مرتکب شوند.

فرایند  انتفالی جمعیت   DEMOGRAPHIC TRANSITION

تبینی از دگرگونی مبتنی بر این که رسیدن به سطح معینی از پیشرفت اقتصادی نسبت ثابتی از موالید به مرگ ومیر به دست می آید. بنابراین مفهوم، در جوامع ماقبل صنعتی بین میزان موالید و مرگ و میر کم و بیش توازن برقرار است، زیرا افزایش جمعیت با فقدان منابع غذایی در دسترس و بیماری با جنگ مهار می شود. بر عکس ، در جوامع امروزی، تعادل جمعیت از آن روی بر قرار می شود که خانواده ها به واسطۀ انگیزه های اقتصادی تعداد کودکان را محدود می کنند.